>textarea/< تنها تنها تنها


تنها تنها تنها

شعر و گیتار

خانـ ه لینـ ک ایمیـ لـ پروفایـ لـ طـراح

سال نو ب همه عاشقان مبارک باد

♥ چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ 0:36 بـ ه دستانــ احمد ♥

شکسته ام آنطور که هیچ چینیه دلی نشکسته ، هیچ

جسمی نخراشیده، هیچ گل شقایقی نخشکیده، هیچ

عاشقی از معشوقی باز نمانده.............


و باز اشکو اشکو اشک

♥ پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۳ 18:46 بـ ه دستانــ احمد ♥

می‌پرسند مجرد یا متأهل؟
می‌گویم متعهد!
چون تجربه نشون داده
نه مجرد بودن نشونه تعلق خاطر
نداشتن به کسیه
و
نه متأهل بودن نشونه تعهد و وفاداری!
.
هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی
کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـد !
بــعـضی از عـهـدهــا را
روی قــلـب هـای هــم مي نــویــسـیـم ...
حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ...
شـکـسـتَنـشـان
.
.
.
یـک آدم را
مـی شـکند......!

♥ جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳ 14:37 بـ ه دستانــ احمد ♥

واست زوده بفهمی من چرا آواره ی دردم


واسم دیره از این خلوت به شهر عشق برگردم

واسم دیره پشیمون شم ،چه خوبه باتو شبگردی

واست زوده بفهمی که چه کاری باخودت کردی....

♥ شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳ 19:53 بـ ه دستانــ احمد ♥
شب

آرامشی ست

برای پاهای ورم کرده ی کودکی به دنیا نیامده

چادری ست علم شده

برای کولی ها

برای پنهان کردن اخم هاشان

کیسه ایست پر از کرم های شب تاب

که من از آن

چشم هایت را

می-

آ-

ویزم

قهر خورشید نیست

آشتی ماه با چشم های خواب رفته ی ماست...

♥ جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ 11:56 بـ ه دستانــ احمد ♥

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟


من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟

ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد

با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟

♥ جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ 11:38 بـ ه دستانــ احمد ♥

نمیدونم چرا خودکشی گناه شد چرا راحت شدن از تمام بدی هایی که

اطرافمون رو احاطه کرده اشتباه شد.چرا رد شدن از سد تمام نامردی

ها تمام خیانت ها تمام داغ ها تمام زیان ها تمام پلیدی ها تمام سردی ها

گناه شد.خدایا خودت ما رو از تمام بدی ها رها کن و مرگ ما را روز به روز

نزدیکتر کن که بزرگترین آرزوی ما وصال توست نه در این دنیا بلکه در

دنیای آخرتت حال خواه جهنم خواه بهشت..........

♥ جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳ 11:27 بـ ه دستانــ احمد ♥
ﻣﯿﮕﻦ ﮔﺮﮒ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﺯﯾﺮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻭ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﻮﻧﻪ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺟﺎﺩﻩ ... ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﺴﯽ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺯﺧﻤﻫﺎﺷﻮ ﺑﺒﻨﺪﻩ ... ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﮐﺴﯽ ﯾﻪ ﮐﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺟﻠﻮﺵ ... ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﺑﺮﻩ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﺰ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺭﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺴﺎﺯﻩ ﺑﺮﻩ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﮐﺴﯽ ﺑﻬﺶ ﺳﻨﮓ ﻧﺰﻧﻪ !!! ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺭﻓﯿﻖ؟؟ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﯽ ﺭﺳﻮﻧﻢ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺟﺎﺩﻩ ... ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻨﯽ ... ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺣﺎﻟﻤﻮ ﺑﭙﺮﺳﯽ ... ﯾﺎ ﺯﺧﻤﺎﻣﻮ ﺑﺒﻨﺪﯼ ... ﻓﻘﻂ ... ﻓﻘﻂ ﺍﻭﻥ ﺳﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﺸﺘﺖ ﻗﺎﯾﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﯾﺎ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﯾﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺑﺰﻥ ﻭﺑﻌﺪﺵ ﺑﺮﻭ !!! ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻢ ﺭﻓﯿﻖ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼﮐﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺎﺷﻢ...!!

♥ سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۳ 20:59 بـ ه دستانــ احمد ♥

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است
باز هم که نیستی و اشکهایم سیل مانند مرا به زیر کشیده است
باز هم که سوختی و باز برای شمع شدن پشیمان شده ام
باز هم که یادت امانم را بریده است

♥ یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۳ 21:38 بـ ه دستانــ احمد ♥

اون چیزی ک هیچوقت از یادم نرفت و نمیره و نخواهد رفت عشق تو هست...............

♥ یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۳ 21:20 بـ ه دستانــ احمد ♥


طراح : صـ♥ـدفــ